چه زود دیر میشود

زندگی بازی های عجیبی داره. انگار همین دیروز بود که با زهرا ، فاطمه ، مریم و بقیه رفقا توی حیاط مدرسه نشسته بودیم و غیبت میکردیم، شوخی کردم بابا گل می گفتیم و گل می شنفتیم و من به هیچ وجه فکر نمیکردم یه روزی، یکی از همین دوستا بشه اونی که قراره تقاص همه این سال ها رو بگیره
.
خیلی کنجکاو شدی که بدونی قضیه چیه پس گوش کن...
حدود دو سال پیش بود که تصمیم گرفتیم برای این خان داداش استین بالا بزنیم البته من مخالف بودم چون از نظر من 22یا23 سال سن کمی هست برای ازدواج .ولی خب دیگه میگن ادم باید ببینه تقدیر و پیشونی نوشتش چیه؟. خلاصه تو یکی از شبای ماه مبارک رمضان رفتیم براش خاستگاری
، اونم کی؟یکی از دوستای من
.
اینا به توافق رسیدن و قرار شد برای عقد برن حرم اقا امام رضا. رفتیم مشهد که این سفر هم خاطرات شیرین و به یاد موندنی زیادی داشت. خلاصه عقد کردن و بعد از یه مدتی هم عروسی گرفتن و رفتن سر خونه زندگی خودشون .
و حالا...
من دیروز متوجه شدم که قراره عمه بشم. کی فکرشو میکرد به این زودی من بشم عمه و زمان تقاص پس دادنم برسه. تقاص برای همه اون فحشایی که به عمه ملت میدادم ( چیه نکنه منتظر بودی بگم این دوستم که شده زن داداشم میخواد منو سلاخی کنه... نخیرم از این خبرا نیست ما خیلی هم با هم خوبیم... بلهههه
).
حالا مطلب مهم تر اینجاست که تا چند روز دیگه که مامانم متوجه این موضوع بشه، چپ و راست بهم میگه: هم سن و سال های تو شوهر دارن، بچه دارن تو بشین جلو کامپیوتر و تو اینترنت ول بچرخ(چقد من طفلکم خدا
).
خوب حالا اینایی که بالا گفتم رو زیاد جدی نگیرین . بنده تا چند ماه دیگه برای اولین بار و به طور رسمی میشم عمه و از این بابت بسیار مشعوفم.
اینکه فحش بخوریم هم از قدیم گفتن "هر که را طاووس خواهد جور هندوستان کشد" دیگه هر چیزی یه بهایی داره که باید پرداخت بشه.
حالا اینا رو بی خیال، من موندم اینا چجوریی اینقدر دقیق برای اوقات فراغت من برنامه ریزی میکنن.این از ابجی خانوم که تا این ترم دانشگام تمام شد کوچولوش به دنیا اومد منم شدم کهنه شور بچش.
اینم از زن داداشم که تعطیلات بین دو ترم دیگم به دنیا میاد. خدا اخر عاقبت مارو با این خونواده و فامیل بخیر کنه
این پست رو به افتخار خودم نوشتم که دارم میشم عمه خانوم و الان خیلی خیلی خوشحالم
امیدوارم به سلامتی به دنیا بیاد ما هم به سلامتی تقاص پس بدیم
فقط یه موضوع رو من روشن کنم براتون... من فقط به اونایی که عمه نداشتن میگفتم عمته
خب دیگه من برم شروع کنم مراسم استغفار رو
خاله که شدی عمه هم که داری میشی پس کی مامان میشی